X
تبلیغات
ایـــــده‌ آل‌تـريـــــــن - مصاحبه اختصاصی حمید فراهانی راد با علیرضا حقیقی سنگربان جوان پرسپولیس

ایـــــده‌ آل‌تـريـــــــن

جدیدترین گزارش‌هاي ورزشی ـ سينمايي و گفت‌وگوها و خبرهاي روز

مصاحبه اختصاصی حمید فراهانی راد با علیرضا حقیقی سنگربان جوان پرسپولیس

جدیدترین مصاحبه اختصاصی

با عليرضا حقيقي، دروازه‌بان شيك‌پوش و البته پرحاشيه پرسپوليس

 

دوست دارم مدل شوم، اما...

حمید فراهانی راد*

چند سالي ميشود كه ديگر همه او را ميشناسند؛ كسي كه وقتي اسمش ميآيد، خواه يا ناخواه حاشيههايي هم پشتسرش رديف ميشوند! صحبت از عليرضا حقيقي است؛ دروازهبان جوان، خوش‌‌تيپ و البته پرحاشيه اين روزهاي پرسپوليس؛ كسي كه در اولين بازي عمرش براي بزرگسالان پرسپوليس، وقتي اواخر بازي بهعنوان دروازهبان ذخيره تيم به ميدان آمد، پنالتي كسي را گرفت كه آنروزها جرات ميخواست در مقابل توپش قرار بگيري، كسي كه امروز سرمربياش است؛ بله، علي دايي كه تا آن روز فقط يكبار پنالتياش را هدر داده بود، در مقابل جوان 17 سالهاي قرار گرفت كه با انگيزههايش، نشان داد حرفهاي زيادي براي گفتن دارد. در لابي هتل تايتانيك آنتالياي تركيه، رو‌درروي عليرضا حقيقي قرار گرفتيم تا حرفهاي جالبي از زبانش بشنويم كه شايد هيچجاي ديگر آن‌ها را نخوانده باشيد(با اين توضيح كه بهخاطر يكسري مسائل فوتبالي، خيلي دلش پر بود و زياد فوتبالي حرف نزديم!)

اين كجا و آن كجا؟!

اردويي كه در آنتاليا برگزار مي‌كنيم، بسيار سخت و فشرده است و همان‌طور كه از قبل هم فكر مي‌كرديم، تمرينات سنگيني براي‌مان در نظر گرفته‌‌اند. اميدوارم با تمام اين تفاسير، اين اردو براي‌مان آنقدر مفيد باشد كه بتوانيم در نيم فصل دوم ليگ، نتايج آبرومند و در خور نام پرسپوليس كسب كنيم. همان‌طوركه خودتان هم شاهد هستيد، امكانات اردويي‌مان در آنتاليا بسيار عالي است، طوري كه فقط در هتل محل اقامت‌مان، 5 زمين چمن فوتبال بسيار باكيفيت وجود دارد كه اين، ويژگي كمي نيست، به علاوه اين‌كه سالن بدن‌سازي حرفه‌اي، سونا و استخر و ديگر امكانات اين هتل، به‌گونه‌اي است كه واقعا حيف است از وجود آن‌ها در كشور خودمان محروم باشيم و بخواهيم به كشورهاي ديگر سفر كنيم!

قانون براي ما برخلاف تمام دنياست!

بارها پيشنهادهاي زيادي براي بازيگري و مدلينگ به من شده كه به‌خاطر دلايل شخصي، فعلا قصد ندارم به ‌آن‌ها فكر كنم، چون كارهاي واجب‌تري از آن‌ها براي ثابت كردن خودم در زمين فوتبال دارم. البته همان‌طور كه مي‌دانيد، ورزشكاران و هنرمندان ايراني، به‌خاطر سياست‌هاي موجود و برخلاف قانون تمام دنيا، نمي‌توانند به‌عنوان مدلينگ‌ فعاليت كنند، در حالي كه مثلا ديويد بكام اگر قراردادش با فلان تيم 100‌ميليون دلار باشد، فقط 150 ميليون دلار بابت مدل شدن براي برندهاي مختلف عايدش مي‌شود كه اين موضوع در ايران براي ما ورزشكاران و هنرمندان ممنوع است!

به خودم افتخار مي‌‌كنم، چون...

تمام افتخارات و جايگاه امروزي‌ام را مديون زحمات و لطف پدرم هستم، مطمئنم اگر او بالاي سر من نبود، هيچ‌وقت عليرضا حقيقي نمي‌شدم.‌چند وقت پيش در يك مصاحبه به من گفتند تو برعكس بقيه فوتباليست‌ها بچه‌بالاشهر هستي و پولداري! من هم در جوابش گفتم گيرم پدر تو فاضل، از فضل پدر تو را چه حاصل؟! اصلا گيريم پدر من مولتي‌ميلياردر(كه البته اصلا اين‌طوري نيست)، نوش‌جانش، ‌آخر چه ربطي به من دارد؟! افتخار زندگي عليرضا حقيقي اين است كه از 16 سالگي به بعد، حتي يك ريال هم از پدر و مادرش پول توجيبي نگرفته! ‌«از اول هم تربيتم به‌گونه‌اي بوده كه روي پاي خودم بايستم و خودم حقم را بگيرم. ‌خانه يا ماشيني هم كه الان خريده‌ام، تمامش با پول خودم بوده و براي ذره ذره آن زحمت كشيده‌ام. در مورد ماشين بايد بگويم در كل آدم ماشين‌بازي‌ام و تا حالا از 206 بگير تا X3 و B.M.W X6 را داشته‌ام و امتحان كرده‌ام.»

وقتي شيث تيك عصبي گرفت!

نمي‌دانم چرا وقتي اسم عليرضا حقيقي مي‌آيد، پشت‌سرش همين‌طوري حاشيه ‌است كه رديف مي‌شود! قبول دارم تا حالا چند حركت اشتباه انجام داده‌ام كه از بازيكني مثل من بعيد است، اما آنقدري نبوده كه اين همه به آن اشاره شده است. اگر خود شما جاي من بودي و جلوي چشم‌هاي خودت مي‌ديدي دارند پدرت را هل مي‌دهند و مي‌زنند، چكار مي‌كردي؟ بايد يك‌ذره هم به من حق بدهيد كه در اين مورد عصباني شوم. البته باز هم قبول دارم كه كارم در شأن عليرضا حقيقي نبوده، اما وقتي ديدم مامور حراست ورزشگاه آزادي آن‌گونه با پدرم برخورد كرد، ديگر از خود‌‌بي‌خود شدم. يك‌بار هم‌ در بازي پرسپوليس و استقلال، آن اتفاقات افتاد كه ‌واقعا در آن هم آن‌چنان گناهكار نبودم؛ چون هميشه حساب بازي دربي از بقيه بازي‌ها جداست و حيثيتي است. يادم است در آن بازي استقلال خيلي به ما حمله ‌كرد و حسابي دروازه ما را تهديد مي‌كرد. در يك صحنه كه با مهاجم‌شان تك‌به‌تك شدم ‌و از 2 قدمي توپش را به كرنر فرستادم، آنقدر جو ورزشگاه سنگين بود و استرس داشتم كه ناخودآگاه فرياد كشيدم و اتفاقات بعدي رخ داد. بعدها كه با شيث حرف مي‌زدم، گفت در آن صحنه آنقدر استرس داشته كه وقتي من توپ را به كرنر فرستادم، ناخودآگاه كتف سمت چپش بالا رفته و انگار دچار يك تيك عصبي شده بوده!»

مي‌خواهم مثل تختي زندگي كنم

امكان ندارد كسي از شهرت و مشهور شدن بدش بيايد، من هم يكي مثل بقيه؛ اما واقعا تصميم گرفته‌ام به‌جاي اين‌كه بيشتر به شهرت فكر كنم، با وجود تمام حاشيه‌هايي كه در اين چند ساله برايم به‌وجود آورده‌اند، به يك چهره محبوب بين مردم تبديل شوم. خيلي وقت است تصميم گرفته‌ام ‌مثل يك پهلوان واقعي رفتار كنم، چون همه مي‌توانند قهرمان شوند و مدال بگيرند، اما هرچقدر هم آن مقام ارزش داشته ‌باشد، بالاخره يك روز از ياد همه مي‌رود، اما چرا كسي مثل جهان پهلوان تختي بعد از گذشت اين همه سال، هنوز براي مردم زنده است؟ چون پهلوان بود و در ذهن همه ماندگار شد.

رژيم غذايي سفت و سخت من

خيلي به رژيم غذايي‌ام اهميت مي‌دهم و همواره تمام سعي‌ام بر اين است كه‌مقدار كالري ‌مصرفي‌‌ام را رعايت كنم چون ‌ما ورزشكاران ‌به صورت حرفه‌اي تمرين و بازي مي‌كنيم و بايد انرژي لازم را به بدن‌مان برسانيم، بنابراين تغذيه‌مان هم بايد آن‌چنان زياد نباشد كه چاق شويم، هم بايد با همان ميزان كنترل شده، كالري و انرژي لازم را به بدن‌مان برسانيم كه توان تمرين كردن داشته باشيم. خود من اصلا اهل برنج نيستم و سعي مي‌كنم كمتر برنج بخورم، در عوض خيلي ماكاروني دوست دارم و اغلب غذاهايي ‌انتخاب مي‌كنم كه در آن‌ها كربوهيدرات و پروتئين زيادي داشته باشد.

در زمين بازي هم خوش‌تيپم!

اغلب ترجيح مي‌دهم در مسافرت‌هاي خارجي كه به همراه تيم يا به‌شخصه مي‌روم، از برندهاي معروف و معتبر دنيا خريد كنم چون به ظاهر و تيپم خيلي اهميت مي‌دهم. البته چون ما بازيكنان الگوي يكسري جوانان هستيم، نمي‌توانيم هر چيزي را بخريم و بپوشيم، اما در كل بايد بگويم حتي وقتي مي‌خواهم به زمين بازي هم بروم، سعي مي‌كنم لباسي را بپوشم كه رنگ و تركيبش به چهره و پوستم بيايد تا هم خودم و هم طرفداران لذت ببرند. خود من هم لباس رسمي و كت‌وشلوار را دوست دارم، هم لباس اسپرت؛ اما هر لباسي را بايد در مكان مناسب خودش پوشيد. بيشتر لباس اسپرت را ترجيح مي‌دهم، اما كت‌وشلوارهاي بسيار شيكي نيز از ايتاليا خريده‌ام كه با اين‌كه قيمت‌شان بالاست، اما ارزشش را دارند. علاوه بر لباس، ادكلن هم خيلي استفاده مي‌كنم، حتي زماني بود كه انواع و اقسام ادكلن‌هاي معروف را مي‌خريدم و امتحان مي‌كردم، اما الان به نظرم «شنل»، بهترين و خوشبوترين ادكلن‌ها را توليد مي‌كند.  

فوتبال امارات در سطح من نيست

الان 21 سالم است، مطمئنا من هم مي‌توانستم مثل خيلي از دوستان از 25-24 سالگي دروازه‌باني‌‌ را شروع ‌و به رسيدن به پيراهن تيم‌ملي اكتفا كنم، اما هدف عليرضا حقيقي فراتر از اين حرف‌هاست. به اين خاطر خيلي زود فوتبالم را شروع كردم كه تا 24-23 سالگي كاملا پخته شوم و بتوانم به تيم اروپايي كه دوست دارم بروم. هميشه دوست دارم آنقدر پيشنهاد از باشگاه‌هاي خوب اروپايي داشته باشم كه حق انتخاب با خودم باشد، نه‌اين‌كه از سر ناچاري با يك باشگاه درجه چندمي قرارداد ببندم، چون به توانايي‌هاي خودم ايمان دارم، اين‌قدر با اطمينان حرف مي‌زنم. اصلا دوست ندارم فوتبالم را در كشوري مثل امارات ادامه دهم، چون اين كشور هم قانون جذب دروازه‌بان خارجي ندارد، هم در سطح من نيست.

هر جايي به فصلش‌

خيلي اهل مسافرتم و در كل مسافرت رفتن را دوست دارم. به نظرم هر جايي را بايد در فصل خاص خودش بروي تا بتواني نهايت استفاده را از آب‌وهواي آن‌جا ببري؛ مثلا برزيل در پاييز آب‌وهواي فوق‌العاده خوبي دارد، از طرفي بسيار هم زيباست يا بهترين جا براي تفريح در فصل بهار، همين شمال خودمان است كه بهترين آب و هوا را دارد. ‌در اين چند سال‌اخير ‌جاهاي زيادي را در دنيا ديده‌ام، اما به نظرم جنوب فرانسه و همين آنتاليايي كه در آن هستيم، از بهترين و زيباترين نقاط دنيا هستند.

17 ساله‌اي كه شهريار ايران را مغلوب كرد!

هيچ‌وقت اولين بازي كه براي پرسپوليس انجام دادم را فراموش نمي‌كنم؛ سال 85 بود و چند وقتي مي‌شد كه روي نيمكت پرسپوليس مي‌نشستم و منتظر فرصتي بودم كه بتوانم خودم را به كادر فني و هواداران باشگاه نشان دهم. بازي پرسپوليس و سايپا بود كه در يك صحنه دروازه‌بان تيم كه آن روزها آقاي فرشيد كريمي بود، در محوطه جريمه مرتكب خطا شد و علاوه براين‌كه به حريف يك پنالتي داديم، خود فرشيد كريمي هم از زمين اخراج شد. آن روزها 18-17 سال بيشتر نداشتم و به‌عنوان دروازه‌بان ذخيره، مقابل پنالتي كسي بايد قرار مي‌گرفتم كه تقريبا تمام پنالتي‌هايش تا آن روز گل شده بود. واقعا هنوز هم هيچ‌چيزي از لحظات آن بازي  و زماني كه پنالتي علي دايي را گرفتم يادم نمي‌آيد، فقط يادم هست ورزشگاه داشت از شدت تشويق هواداران منفجر مي‌شد و همه بازيكنان تيم، رو سر من ريخته بودند! البته خدا را شاهد مي‌گيرم كه هيچ‌وقت گرفتن آن پنالتي، باعث نشد علي دايي كه امروز به‌عنوان سرمربي در تيم‌مان كار مي‌كند، با من اختلاف پيدا كند و در پي جبران آن روز باشد.

..........................................................................................................................

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اسفند 1389ساعت 13:15  توسط پويا زارعي  |